صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

110

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

وى را نداشتند ؛ مگر جمعى اوباش و نادان و از طرفى ديگر : ابو طالب از او حمايت مىكرد كه او در ميان مردم از معدود مردان نامدار مكه به شمار مىآمد و كسى ياراى آن را نداشت ؛ در صدد خيانت و از پاى درآوردن نزديكان او برآيد . اين وضع قريش را بىتاب و آشفته كرده و ديوانه‌وار آنان را به جست و خيز درآورده بود . اما اين همه صبر و شكيبايى در برابر دعوتى كه زمامدارى دينى و رياست دنيوى را از آنان مىگيرد . تا كى تداوم داشته باشد ! ( 1 ) دشمنى را عليه پيامبر آغاز كردند و ابو لهب در رأس قرار داشت و كينه و دشمنى پيامبر را پيش از همهء قريش و در همان آغاز بعثت در دل جاى داده بود و - در پيش گفتيم - كه در مجلس بنى هاشم و در صفا چگونه نسبت به پيامبر جسارت كرد . در برخى روايات آمده كه در صفا سنگى برداشت كه پيامبر را بزند . « 1 » ابو لهب ، پيش از بعثت پيامبر ، رقيه و ام كلثوم - دختران حضرت - را به عقد پسرانش ، عتبه و عتيبه در آورده بود ؛ اما همين كه وحى بر پيامبر فرود آمد به تندى و خشونت به آنان دستور داد كه هر دو را طلاق گفتند . « 2 » روزى كه عبد اللّه ، پسر دوم پيامبر فوت كرد ؛ ابو لهب بسيار شادمان شد و با شتاب نزد دوستانش رفت و به آنان مژده داد كه محمد ، بىنام و نشان و بىتبار گشت . « 3 » ( 2 ) پيشتر گفتيم كه ابو لهب در موسم حج و در كوچه و بازار ، دنبال پيامبر بود تا سخنانش را تكذيب نمايد . طارق پسر عبد اللّه محاربى نقل مىكند كه : ابو لهب از تكذيب نمودن پيامبر كوتاه نيامد و حتى با سنگ او را مىزد تا پاهايش خونين مىشد . « 4 » ام جميل ، اروى دختر حرب پسر اميه ، خواهر ابو سفيان ، در دشمنى عليه پيامبر كمتر از ابو لهب شوهرش نبود . دسته‌هاى خار برمىگرفت و شبانه جلوى خانه پيامبر و در مسيرش مىانداخت . او زنى بدزبان و بدطينت و آشوب‌طلب بود و در برابر پيامبر جسارت و زبان‌درازى مىكرد و افترا مىساخت و نيرنگ‌باز و برافروزندهء جنگ گسترده عليه پيامبر بود ؛ كه قرآن او را « حمّالة الحطب » : هيزم‌كش آتش افروز ناميده است .

--> ( 1 ) - ترمذى . ( 2 ) - فى ظلال / ج 30 . تفهيم القرآن / 6 / 522 . ( 3 ) - تفهيم القرآن / 6 / 490 . ( 4 ) - جامع ترمذى